Wednesday, November 28

مي توان در کوچه هاي زندگي
پاسخ لبخند را با ياس داد
مي توان جاي غروب عشق را
با طلوع ساده احساس داد
در نگاهت بوي باران مانده است
خاطرات سبز ياران مانده است
شاید درميان جنگل سبز دلت
رد پاي بي قراران مانده است

Monday, November 26


برخيز و بيا بـتا براي دل ما

حل کن به جمال خويشتن مشکل ما

يک کوزه شراب تا بهم نوش کـنيم

زان پيش که کوزه‌ها کنند از گـل ما

Thursday, November 22

فال حافظ تو

در خرابات مـغان نور خدا می‌بینـم
این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانـه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم
خواهـم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فـکر دور است همانا که خطا می‌بینم
سوز دل اشک روان آه سحر ناله شـب
این همـه از نظر لطف شما می‌بینـم
هر دم از روی تو نقـشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه‌ها می‌بینم
کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینـم
دوسـتان عیب نظربازی حافظ مکـنید
کـه مـن او را ز محبان شما می‌بینم