Wednesday, November 30

بیا سیب را با هم گاز بگیریم؛

گـــور پدر بهشت

بهشت من آنجاست که تو را بی شرمانه به آغوش می کشم ...

Thursday, September 8

تازه باور کرده بودم در جهانم هست یاری
باز چرخم داده بعد از روزگاری ، روزگاری
بعد صد چشم انتظاری شاد از آن بودم که گاهی
می کشد از بهر من چشم سیاهی ، انتظاری
گفتم آخر چاره کردم بی قراری های دل را
چون دل دیوانه ام می بست با زلفش قراری
گفتم آخر طرف بستم من هم از لذات و دارم
ترس و لرزی،صحبت آهسته ای،بوسی،کناری
بر گل رویش نظر می کردم و می بردم از دل
رنج آن شبها که هر دم بر دلم می خورد خاری
من که رنگ دیگری می جستم و آهنگ دیگر
واندر این گلشن نمی دیدم از آن نقشی،نگاری
من که عمری با خزان عشق خود سر کرده بودم
بر مشام جانم آمد ناگهان بوی بهاری
مرغکی دیدم به دامی بسته و پنداشتم کو
همچو من دارد دل آشفته ای ، قلب فکاری
جهد کردم تا رهایی دادمش غافل که دیگر
چاره نبود انس با صیاد چون گیرد شکاری
با هوس سر کرده ، کی از عشق و مستی گردد آگه
با قفس خو کرده ، کی داند صفای لاله زاری
باز هم از کوی صیادان نمی آید بدین سو
باز هم از دام شیادان نمی گیرد کناری
وای بر من، وای بر من زحمتی بی جا کشیدم
کار خود را ساختم نابرده هیچ از پیش کاری
جامه در نیل غم افکندم برای بی ثباتی
اختیار از دست دادم در ره بی اختیاری
کاخ امیدی که در دل ساختم، سنگین دل من
سوختی آن سان کز آن نبود به جا دیگر غباری
ای که خواهی چون عماد از ماهرویان مهربانی
این بدان ماند که جویی مهر را در شام تاری

ْ عمادخراسانیْ

Monday, September 5

سلام گلم


امروز درست 5 ساله که رفتی. از قلب من نه ولی فقط از روی این زمین


زندگی که میگذره خودتم میدونی که باید بگذره. نبودن و ندیدن آدمها هم عادت میشه. این خاصیت ما زمینی هاست. اما خوب یه چیزی ته قلبم هنوز تیر میکشه وقتی عکست رو نگاه میکنم. دله دیگه کاریش نمیشه کرد. ازش بیرون نرفتی و نمیری. خاطراتت رو مرور میکنم و وقتی چشمام رو میبندم لبخند شیرین و پر حرفت رو میبینم . انگار همین چند لحظه پیش بود اون روزا......نمیدونم کجایی ولی هر جا که هستی میدونم هستی. گاهی کمتر حست میکنم و گاهی بیشتر. اونوقتا که کمتر حست میکنم وقتایی که خودم از خودم دور میشم. میدونی که هنوز گمم. اما وقتی جمع و جور میکنم خودمو عجیب حست میکنم و به ارتباطی رو که باهات دارم ایمان دارم. خودش جای شکرش باقیه که من هنوز به یه چیزی ایمان دارم و باور بکنی یا نکنی عجیب به تو ربط داره. یه حسی بهم میگه که این روزا واسه منم زود گذره. این دنیا و آدماش رو خیلی دوست ندارم. نه من اونا رو میفهمم دیگه نه اونا منو . اما با تو که حرف میزنم آروم میشم. واسه همینه اینجا رو دوست دارم . فکر میکنم تو هستی. یعنی میدونم که هستی




دلم برات خیلی تنگ شده. امیدوارم به زودی ببینمت

Sunday, September 4

به سراغ مـــن اگر مي آيي
تنــد و آهســته چه فرقي دارد؟
تــــــو به هر جور دلت خواست بـــــيا
مثل سهراب دگر ، جنس تنهايي من چينــي نيست
که ترک بردارد
مثل آهــــن شده است
تـــــو فقط . . . . زود بيا...


Friday, September 2

حالا که مدتهاست رفتی
هی برنگرد و زخمهایم را نگاه کن

Thursday, September 1


من به تنهایی این دل مشکوکم
یا دلکم دل نیست ٬ یا آن که در دل است ٬ اهل دل نیست

Wednesday, August 31

احساس خنثی بودن هم احساس جالبیست
تجربه ای جدید

Tuesday, August 30

چه فرقی میکند دیگر که من چگونه حالیم

تو زندگی را بی من تجربه کن

با خدا معامله ای کردم

او هم نامردی نکرد و حال امروزم را نصیبم کرد

تنهایی مطلق

در عوض همه رها شدند

برای همیشه

Monday, August 29

حس و حالم خوش نیست

همه چی داغونه

Tuesday, August 9

اين روز ها برد با كسي است که بيرحم باشد

از دلت مایه بگذاری سوخته اي

Sunday, August 7






من از تو دل نمی برم

اگر چه از تو دلخورم

اگر چه گفته ای ترا..

. به خاطرات بسپرم

هنوز هم خیال کن...

کنار تو نشسته ام

منی که در جوانی ام...

به خاطرت شکسته ام

تو در سرای آینه ...

شبانه خنده می کنی...

من شکست داده را..

. خودت برنده می کنی

نیامدی و سال ها...

نظر به جاده دوختم

بیا ببین که بی تو من...

چه عاشقانه سوختم

رفیق روزهای خوب...

رفیق خوب روزها

همیشه ماندگار من...

همیشه در هنوزها

صدا بزن مرا شبی...

به غربتی که ساختی

به لحظه ای که عشق را..

. بدون من شناختی

Tuesday, July 12

رابطه ای که تموم شده دیگه تموم شده. برگشتن بهش دیوانگیه
حتی اگه حسی وجود داشته باشه . حتی

Tuesday, June 28

اگر رابطه ای مرده است
هر چند دقیقه یکبار نبضشو نگیر بلکه زنده باشه
راحت رو بگیر و برو

Sunday, June 26

گفتی ستاره ماندینیست


دیدی ستاره هم شکست


عهدی میان ما نبود


عهد نبسته هم گسست


این خواب سبز از ابتدا


یک اشتباه ساده بود


یک اشتباه ساده که


آخر مرا شکست

Saturday, June 25

اگه رفتن نرسیدن توی تقدیر منه


اگه رفتن نرسیدن جرم عاشق شدنه


چشماتو بروم ببند


خدا چشماش بازه


زندگی با گره هاش


آدمو میسازه

اگر سراغ من آمدی

با پای برهنه بیا

شاید بتوانم فقط یک بار

تو را بدون کفشهایت ببینم

شاید بتوانم فقط یک بارامید داشته باشم

که ریگی به کفشت نیست

Tuesday, June 21

توهم مي زنم انگار
مـــــيدانم ميــــدانم......صدايــــم نكرده بودي
مـــن بيخودي پريده بـــودم

از دهانتـــ
........

Saturday, June 18

گاهی اوقات احتیاج به یه آدمی داری.....یه دوستی که واسته رو به روت.... که تو چشمات نگاه کنه و محکم بزنه تو گوشت که تو صورتت خم شه....دستت رو بزاری روی گونت و دوباره نگاش کنی ببینی که خشمگینه....ببینی که از دستت عصبانیه.....توی اخم صورتش ببینی که دوست داره... ببینی که دوستته و نگاش کنی....همونجوری که دستت روی صورتته بهت بگه تو چته.....بسه دیگه بخودت بیا....که سرت فریاد بکشه....که تو بلرزی....که تو بری تو بغلش....که بغلت کنه....همون دستی که زد تو صورتت رو بزاره روی سرت.....روی موهات و سرت رو فشار بده تو گودی شونش....که تو چشمات رو ببندی رو شونش...تو بغلش.....گریه کنی و خودت رو خالی کنی.....بعد با خودت فکر کنی

واقعا تو چته

Sunday, June 12

همه زندگییم را هم که بگردی

ردی از خودت پیدا نمیکنی

پنهانت کرده ام من

در گوشه دلم


Friday, June 10


گاهی آدم دلش می خواهد
کفش هاش را دربیاورد
یواشکی نوک پا نوک پا از خودش دور شود
بعد بزند به چاک و فرار کند از خودش